پيشرفت هاي رونيا
تبسم شيرنت
گوشه اي از نگاه خداست ، تنها به نگاه او مي سپارمت !!!




دختر يکي يک دونه ماماني روز به روز داره شيرين تر ميشه گوشي منو بر ميداري آهنگ ميزني ميزاري رو زمين شروع ميکني به رقصيدن ، وقتي هم صبح ميبرمت پيش مادر جون بعضي وقتها تو ماشين بيدار ميشي ميگي آهنگ بزن وقتي که من دست ميزنم ميرقصي ولي به بابايي هم ميگي در حال رانندگي مجبورش ميکني که دست بزنه ، اون لحظه بابايي دست ميزنه تو با چه ناز و کرشمه اي ميرقصي حتي حالات چشمات ديدن داره .اميدوارم سايه باباجونت هزاران سال بالاي سرت باشه خيلي بهش وابسته اي همش دوست داريي تو رو ببره بيرون يا باهات بازي کنه ، هر روزي که مي گذره شيطون تر ميشي يه صندلي پلاستيکي برات خريدم که هر وقت دستت به جايي نميرسه فوري ميري اونو بر ميداري ميري بالاش و خراب کاري ميکني هر وقت هم دعوات ميکنم سريع مياي بوسم ميکني که من جلوي کارت رو نگيرم و به بازي هات ادامه بدي الهي ماماني فدات بشه که اينقدر مهربوني ..........



پيشرفت هاي رونيا 

